عرضم به خدمت همه دوستای عزیزم که از بسکه این روزا از یوژوال از آدر دیز(as usuall as other days) بوده تمایلی به نوشتن در خود احساس نکردم.
.به جز اینکه اینقدر سر خودمو با کلاس رفتن بعد از ساعت کار مشغول کردم بلکه از این احساس فسیل شدن )که به قول مادرم یک بیماری اپیدمی در من و خواهرم است) رهایی یابم.آخه مامان جون عزیزم اعتقاد داره مگه ما چه کار می کردیم درس خوندیم.. ازدواج کردیم.. بچه دار شدیم.. زندگی همینه دیگه.. من نمی دونم شما دو تا چی از زندگی می خواین که هر کاریم می کنین باز این احساس فسیل شدن شما را رها نمی کنه
خلاصه داشتم می گفتم یه جوری برنامه ریزی کردم که اصولا نصفه شب با بدنی خسته و کوفته می رسم خونه و بازم رضایت نمی دم برم بخوابم و حتما یا باید یه فیلم ببینم یا چند صفحه ای کتاب بخونم برای اینکه نمی دونم می خوام از کدوم قافله عقب نمونم
یک وبلاگی یافتیم امروز که به نظرم مطالبش قشنگه یه جور داستانای کوتاهه وقت کردید یه سر بهش بزنید http://piaderou.blogfa.com/8703.aspx و عکسشم اگر خواستید ببینید از اینجا ببینید http://sainttouka.blogfa.com/
خدا به دور مطمئنما این همدل یه روزی به خاط محبت ذاتی که با من داره عسکمو می زاره توی وبلاگش
و رها هم می گه من بهش گفتم گناه داره ولی گوش نداد
خلاصه که من اگر نمی نویسم اما روزی شونصد بار مطمونا به وبلاگاتون سر می زنم که ببینم یه وقت آپ نکرده باشید از دستم در رفته باشه
نازبانو جان حتما توی بازی شرکت می کنم اما الان دیرم شده باید برم
زود زود می نویسم
فعلا بای بای





