دارم از عذاب وجدان می میرم...
به جای هزار و یک کار مفید که از صبح می تونستم انجام بدم ..فقط دارم وبلاگ میخونم و جالب اینکه هنوزم تصمیم ندارم بی خیال بشم(نه اینکه وبلاگ خوندن وقت هدر دادن باشه نه...ولی به اندازه)
تازه چند تا وبلاگ پیدا کردم که گویا به صورت جهانی مشهور می باشن و پستاشون توی روزنامه ها چاپ می شه و گویا خانوم لنا شاد در شباهنگ به پستاشون اشاره می کنن ..
تازه فهمیدم انگار جنگ و دعوایی هم بین این وبلاگ نویسان مطرح هست و بعضی وقتا سعی در ضایع کردن همدیگه دارن که جای بسی تاسف است که این بشر دو پا در فضای مجازی هم دست از سر همدیگر بر نمی دارند
دیگه اینکه گویا مسابقه پرطرفدارترین وبلاگ بوده و قراره جایزه بدن و از این حرفها
بعد از موقعی که فهمیدم معتادان در این فضای مجازی کم نیستن از عذاب وجدان کم شد
آهان یه چیز دیگه هم فهمیدم که هیچ وبلاگی وبلاگ دوستای خودم نمی شه
فعلا بای بای |